محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
459
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
تعلموا ) منظور از « تأديب » اجراى حدود و مجازات شرعى است و منظور از عمل ، « 1 » استقامت بر راستى و درستى است ؛ چنان چه در حديث ديگرى فرموده است : « شما را با تازيانهام ادب كردم و شما راست و درست نگشتيد . » « 2 » سپس به حقوق حاكم بر رعيت اشاره مىكند : ( أما حقّي عليكم فالوفاء بالبيعة ) بيعت پيمانى بين حاكم و محكوم است كه بر اساس آن ، حاكم به تدبير امور محكوم متعهد مىشود و اين تدبير بايد بر پايه مصلحت و حفظ امنيت و نظم و اجراى حدود و احكام صورت گيرد . هر دو طرف پيمان بايد به مفاد آن متعهد شوند و هرگز حق فسخ آن را ندارند . ( و النصيحة في المشهد و المغيب ) منظور از نصيحت ، وفادارى به حاكم است . مردم بايد در گفتار و كردار خود ، چه پنهان و چه آشكار ، خيرخواه حاكمان باشند ؛ نه بسان طمعكاران و رياكاران كه در نزد حاكمان ، خود را فرشته جلوه مىدهند و دور از چشمشان شيطان مىگردند . ( و الإجابة حين أدعوكم ) هنگامى كه شما را به زندگى برتر فرا مىخوانم ، اجابت كنيد . ( و الطاعة حين آمركم ) عطف « طاعة » بر « إجابة الدعوة » براى شرح و توضيح بيشتر است . شايد هم منظور از طاعت ، استمرار در فرمانبردارى و ثبات در آن است .
--> ( 1 ) . در متن نهجالبلاغه از علم سخن رفته ؛ ليكن شارح ، از عمل بحث كرده است . ( مترجم ) ( 2 ) . « و أدّبتكم بسوطي فلم تستقيموا » نهجالبلاغه : خطبه 182 .